عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

96

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

معقول چنين است كه خدا آسمانها را پيش از زمين آفريده باشد « واحدى » در « بسيط » نقل مىكند كه خداوند « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ » پس از تدبير امور زمين واقعه اين است كه بر روى آسمان كه دود بود قرار گرفت ، پيش از آنكه زمين را آفريده باشد . مانند قول ديگر خداى حكيم كه مىفرمايد : « إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ » ( اگر دزديده باشد ، همانا كه برادر او در پيش دزديده است . سورهء يوسف - آيهء 77 ) . به اين معنى است كه ( اگر دزديده باشد ) . باز خداوند مىفرمايد : « وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا » ( و بسا قريه‌ها كه مردم آن را هلاك ساختيم و شدت ما به آنان رسيد . سورهء اعراف - آيهء 4 ) يعنى سختگيرى ما بر آنان آمد . يا گفته شود : خداوند آسمانها را پيش از زمين آفريد . اما قرآن كتاب هدايت است و روش هدايت مقتضى آن است كه به مناسبت تذكر و پندى حسب نياز بدهد و منظور ، تقديم يا تاخير آفرينش نيست . بارى ، مىتوان گفت : قرآن كريم با اسلوب معجزه‌آسا و اشارت لطيف كه به پديد آمدن و اصل وجود كرده است ، كليد حل آنها را به دست انسان داده است تا از آنها استفاده كند . پس ، بايد انسان با تمام امكانات خود بكوشد تا به راه حل صحيح و نتايج مفيد برسد ، و اين ، منتها حكمت خداوند در عزيز شمردن انسان است ، و دادن آزادى كامل مطالعه و جستجو از گنجينه‌هاى علم به او ، در راه و پى بردن به اسرار كائناتست تا بهتر بتواند در كارهاى خود ، عدالت را در گفتار و كردار رعايت كند و به خداوند از روى بينايى عبادت نمايد . « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » ( آيا آنان كه مىدانند با آنان كه نمىدانند يكسانند ؟ - سورهء زمر - آيهء 9 ) در هر حال مشاهده مىكنيم كه قرآن كريم اشاراتى گذرا به اصل هستى مىكند كه با دانش و انديشه فلسفى و علوم طبيعى سازگار است ، و طريقه